تبليغاتX
سنجاقک

سنجاقک

...MAHSA...

زبان آتش

 
تفنگت را زمين بگذار

 

که من بيزارم از ديدار اين خونبارِ ناهنجار

 

تفنگ دست تو يعنی زبانِ آتش و آهن

 

من اما پيش اين اهريمنی ابزارِ بنيان کن

 

ندارم جز زبان دل ، دلی لبريز ز مهر تو ،

 

تو ای با دوستی دشمن !

 

زبان آتش و آهن

 

زبان خشم و خونريزی ست

 

زبان قهرِ چنگيزی ست

 

بيا ، بنشين ، بگو ، بشنو سخن، شايد

 

فروغِ آدميت راه در قلب تو بگشايد

 

برادر گر که می خوانی مرا، بنشين برادروار

 

تفنگت را زمين بگذار،

 

تفنگت را زمين بگذار تا از جسم تو

 

اين ديوِ انسان کش برون آيد.

 

تو از آيين انسانی چه می دانی ؟

 

اگر جان را خدا داده ست

 

چرا بايد تو بستانی ؟

 

چرا بايد که با يک لحظه غفلت ، اين برادر را

 

به خاک و خون بغلطانی ؟

 

گرفتم در همه احوال حق گویی و حق جویی

 

و حق با توست ،

 

ولی حق را برادر جان به زور اين زبان نافهمِ آتشبار

 

نبايد جست !

 

اگر اين بار شد وجدان خواب آلوده ات بيدار

تفنگت را زمين بگذار

                                                                             فریدون مشیری

 

 

 

 

   تولدت مبارک موج سبز   

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم خرداد 1389ساعت 10:14  توسط مهسا  | 

( میعاد )

 

در فراسوی مرزهای تنت تو را دوست می دارم ...


آینه ها و شب پره های مشتاق را به من بده


روشنی و شراب را


آسمان بلند و کمان گشاده ی پل


پرنده ها و قوس و قزح را به من بده


و راه آخرین را


در پرده ای که می زنی مکرر کن


در فراسوی مرزهای تنم تو را دوست می دارم ...


در آن دور دست بعید


که رسالت اندام ها پایان می پذیرد


و شعله و شور تپش ها و خواهش ها به تمامی


فرو می نشیند


و هر معنا قالب لفظ را وا می گذارد


چنان چو روحی


که جسد را در پایان سفر تا به هجوم کرکس های پایانش وانهد ...


در فراسوهای عشق تو را دوست دارم ...


در فراسوی پرده و رنگ


در فراسوی پیکرهایمان


با من وعده ی دیداری بده ...

                                   (احمد شاملو)

 

                             

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اردیبهشت 1389ساعت 11:5  توسط مهسا  | 

دوباره عید اومد...



سلام

سال نو بر همگی مبارک...!

امیدوارم سال خوبی داشته باشید.

اینم عکسهای گروه دیروز-امروز که قولشو داده بودم.





قربونتون برم

فعلا خواحافظ تا پست بعدی...


+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم فروردین 1389ساعت 0:17  توسط مهسا  | 

سلام

من یه خبر خوب دارم...!

--------------------------------------------------------------------------------------------------

بیست و پنجمین جشنواره بین المللی موسیقی فجر در بخش موسیقی پاپ رتبه ی سوم جوایز خود را به گروه (دیروز-امروز) به سرپرستی محمد ابراهیمیان اختصاص داد.

گروه (دیروز-امروز) روز دوشنبه 1388/12/10 در فرهنگسرای نیاوران قطعاتی چون:

1.باغ بی پاییز-آهنگساز و تنظیم کننده: حسین زاولانه-شاعر:مسعود عظیمی فر

2.سهم من-آهنگساز و تنظیم کننده:معین الدین طاهری-شاعر:محمد صمدی

3.شکپوی-آهنگساز و تنظیم کننده:محمد ابراهیمیان-شاعر:سهراب سپهری

4.راز-آهنگساز و تنظیم کننده:محمد ابراهیمیان-شاعر:حافظ

5.بغض-آهنگساز و تنظیم کننده:معین الدین طاهری-شاعر:محمد صمدی

6.مرا بخوان-آهنگساز و تنظیم کننده:محمد ابراهیمیان-شاعر:کتایون امینی

7.می و ماه-آهنگساز و تنظیم کننده:محمد ابراهیمیان-شاعر:حسین زاولانه

8.عاشقانه-آهنگساز و تنظیم کننده:محمد ابراهیمیان-شاعر:حسین زاولانه

9.رازیست با تو-آهنگساز و تنظیم کننده:محمد ابراهیمیان-شاعر:حسین زاولانه

اجرا کردند.

اعضای گروه:

حسین زاولانه:خواننده

محمد ابراهیمیان:سرپرست گروه و نوازنده ی ساکسیفون و گیتار

معین الدین طاهری:نوازنده پیانو

محسن راهنورد:نوازنده گیتار الکتریک و گیتار

مسیح مردیها:نوازنده ی ویلنسل

امید فضلی:نوازنده ی گیتار باس

محمد فکور:نوازنده ی درامز

-------------------------------------------------------------------------

راستی عکس گروه دیروز-امروز رو هم در اولین فرصت واستون میزارم.

-------------------------------------------------------------------------

تا پست بعدی خداحافظ



+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اسفند 1388ساعت 15:33  توسط مهسا  | 

غریب...

 

 

مادربزرگ
گم کرده ام در هیاهوی شهر
آن نظر بند سبز را
که در کودکی بسته بودی به بازوی من
در اولین حمله ناگهانی تاتار عشق
خمره دلم
بر ایوان سنگ و سنگ شکست
دستم به دست دوست ماند
پایم به پای راه رفت
من چشم خورده ام
من چشم خورده ام
من تکه تکه از دست رفته ام
در روز روز زندگانیم

 

 

(حسین پناهی)

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اسفند 1388ساعت 12:11  توسط مهسا  |