تبليغاتX
سنجاقک
...MAHSA...
 

 

سلام

خوبید؟

منم خوبم

یعنی خوبه خوب که نه…

از دست این خلائق مست و منگ و یاوه گو خسته ام!!!

 

راستی من باید ازتون معذرت بخوام واسه مطلب ناقص قبل

که از بس دیر آپ کردم یادم رفت چی رو میخواستم ادامه بدم

اینم یه نعمت جدیده که صدقه سری این مردم مشنگ نصیب من شده و به شدت فراموشی گرفتم…

 

کی؟؟؟

من؟؟؟

من کم تحملم ؟؟؟

      من زود رنجم؟؟؟

نه خیرم من اینطوریا نیستم

من خیلی هم تحملم بالاست…

خیلی چیزا رو میتونم تحمل کنم

اما اینا دیگه شورشو در آوردند!!!

 

نپرس که نمیتونم بگم قضیه چیه…

خب دیگه حوصله ندارم ادامه بدم.

 

 

 

اینم یه شعر خوب از عزیز دل ما… :

 

من زندگي را دوست دارم

ولی از زندگي دوباره مي ترسم!
دين را دوست دارم
ولي از کشيش ها مي ترسم!
قانون را دوست دارم
ولي از پاسبانها مي ترسم!
عشق را دوست دارم
ولي از زنها مي ترسم!
کودکان را دوست دارم
ولي از آئينه مي ترسم!
سلام را دوست دارم
ولي از زبانم مي ترسم!
من مي ترسم
پس هستم!!!
اينچنين مي گذرد روز و روزگارمن!
من روز را دوست دارم
ولي از روزگار مي ترسم!

 

                                                              حسین پناهی

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 13:41  توسط مهسا  | 

سلام

خوبید؟ خوشید؟دماغتون تپوله(چاقه)؟

با این محلوله جدید چه میکنید:

تابستون+گرما+ماه رمضون+روزه های ۱۵ ساعته= مرگ تدریجی

تازه اصفهانم که زنده رودش شده مرده رود و آبشو قطع کردند

الان چند ماهه که آب قطعه...

داریم حلاک میشیم

 

 

خب دیگه من الان باید برم!

تا اینجا رو داشته باشید فعلا...

این پست ادامه دارد...

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 1:51  توسط مهسا  | 

 

اينک موج ِ سنگين‌گذر ِ زمان است که در من مي‌گذرد.
اينک موج ِ سنگين‌گذر ِ زمان است که چون جوبار ِ آهن در من
مي‌گذرد.
اينک موج ِ سنگين‌گذر ِ زمان است که چونان دريائي از پولاد و سنگ
در من مي‌گذرد.
 


 

در گذرگاه ِ نسيم سرودي ديگرگونه آغاز کردم
در گذرگاه ِ باران سرودي ديگرگونه آغاز کردم
در گذرگاه ِ سايه سرودي ديگرگونه آغاز کردم.
 

نيلوفر و باران در تو بود
خنجر و فريادي در من،
فواره و رويا در تو بود
تالاب و سياهي در من.
 

در گذرگاه‌ات سرودي ديگرگونه آغاز کردم.

 

من برگ را سرودي کردم
سر سبزتر ز بيشه
 

من موج را سرودي کردم
پُرنبض‌تر ز انسان
 

من عشق را سرودي کردم
پُرطبل‌تر ز مرگ!!!

 

                                                                        (احمد شاملو)

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 0:20  توسط مهسا  | 

 

 

 

سلام بر و بکس

عیـــــــــــد تک تکتون مبــــــارک

خوبید؟؟؟

خوشید؟؟؟

خب الــــــــهی شکر

ببخشید من دیر به دیر می آپمااااااا

سرم شلوغیله

برام کلی دعا کنیداااااااا

والا پيام دار محمد
گفتي كه يك ديار هرگز به ظلم و جور نمي ماند
برپا و استوار
هرگز
آنگاه تمثيل وار كشيدي عباي وحدت
بر سر پاكان روزگار
...
اینم به یاد فرهاد جونم به مناسبت عید
 
قربونتون برم
 
دوستون دارم
 
 
 
بدروووووووووووود تا بعد...
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 23:24  توسط مهسا  | 

شاهکاری از ابراهیم نبوی

با توجه به اهميت ادبيات كودكان و در راستاي حفظ و اشاعه اشعار كودكان و اهميت رفتن بچه ها به حمام شعر زير براي دوستداران ادبيات كودكان تقديم مي شود.

 

توي ده ارادون
ممولي اومد تو ميدون
ممولي نگو، بلا بگو
تنبل تنبلا بگو
موي بلند، روي سياه، ناخن دراز، واه واه واه

نه خاتمي، نه هاشمي، نه بچه هاي تحكيمي
هيچكس باهاش رفيق نبود
نشسته بود با چمران، با چند تا آبادگران

باباي اولي اش مي گفت:
ممولي مي آي بريم حموم؟
نه نمي آم، نه نمي آم
خودت رو مي خواي اصلاح كني؟
نه نمي خوام، نه نمي خوام
ممولي مي خواي بيمه كني؟
نه نمي خوام، نه نمي خوام
- بيمه مال سوسولهاست
- كي مرده فكر فرداست؟
ممولي مي خواي بورس بخري؟
نه نمي خوام، نه نمي خوام
- بورس مال پولدارهاست
- پولدار خر آمريكاست

ملت خوب بينوا
يواش مي رفت تو كوچه ها
- مردم چرا يواش مي رين؟
- داريم مي ريم كار داريم
- بچه داريم، بار داريم
ممولي مي گفت: ملت خوب نازنين
سر در هوا، پا در زمين
به من چار سال سواري مي دين؟
- نه كه نمي ديم، نه كه نمي ديم
چرا نمي دين؟
- واسه اين كه ما تميزيم
- پيش همه عزيزيم
- اما تو چي؟
جوراب كثيف، كفش پاره، موي بلند، روي سياه، ناخن دراز، واه واه واه

ممولي مي خواي چي كار كني؟
ممولي مي گفت: مي رم سفر
به اين طرف، به اون طرف
به كابل و به بغداد، به توگو و ترينيداد
به شهربندرعباس، يه كم اون ور كاراكاس
با اين همه كيا بيا، مي رم به شهرگامبيا
اون جا همه سياهن
حموم نرفته ماهن
عكس مي گيرن تلق تلق
راه مي برن، ترق ترق
همه جا منو نشون مي دن
براي ممولي جون مي دن

دانشجو داشت راه مي رفت
- دانشجويي يا استاد؟
- دانشجوي فرانسه، توي بخش زبانم
- مي آي با من بازي كني؟
- نه جانم
- چرا نمي آي؟
- واسه اين كه من صبح تا شب، درس مي خونم
- چيزهاي خوب ياد مي گيرم
- آخر مي شم ليسانسه، شايد برم فرانسه
- اما تو چي؟
حرف هاي بد، كتكه رو زد، جوراب كثيف، كفش پاره، موي بلند، روي سياه، ناخن دراز، واه واه واه

ممولي مي گفت:
مي خوام برم به تبريز
بدو بدو عرق ريز
اونجا سخنراني كنم
به كدخدا ياري كنم
- اولدورم و بولدورم
- سيزه رئيس جمهورم
- پول ندارم، وام نمي دم
- نون ندارم، شام نمي دم
- نه رقص داريم نه شادي
- نه حق و نه آزادي
- نه تخم مرغ شونه اي
- گوجه فرنگي دونه اي
- به جاش خرماي بسته اي
- فقط انرژي هسته اي

در وا شد و بيست تا زن
تو خيابون راه رفتن
شعار دادن، داد زدن
يه چيزي رو فرياد زدن
ممولي اومد پيش زن ها
- خواهر مي آي شعار بدي؟
- شعار با هوار بدي؟
- بايد بگي به ما راست
- انرژي هسته اي جق مسلم ماست
خانومه گفت: نه نمي گم، نه نمي گم
- چرا نمي گي؟
خانومه گفت: تو رو به خدا
تو رو به علي، تو رو به امام اولي
برو خونه تون، بيت ولي
دختر ريزه ميزه
ببين چقدر تميزه
اما تو چي؟
وعده باد، مفت و زياد، حرف هاي بد، كتكه رو زد، جوراب كثيف، كفش پاره، موي بلند، روي سياه، ناخن دراز، واه واه واه

ممولي با آه و فس فس
اومد رسيد به مجلس
- آهاي آقاي حداد
- خدا تو رو به من داد
- آهاي رئيس و سرور
- تو اي مرد باهنر
- مي آين با من بازي كنين؟
- نه كه نمي آيم
- چرا نمي آين؟
- چون كه مي خوايم وكيل بشيم
- رئيس دسته بيل بشيم
- من و حداد و عماد و عموم
هفته اي دو بار مي ريم حموم
اما توچي؟
افروغه گفت: نگاش كنين
موضع زور، هاله نور، وعده باد، مفت و زياد، حرف هاي بد، كتكه رو زد، جوراب كثيف، كفش پاره، موي بلند، روي سياه، ناخن دراز، واه واه واه

ممولي اومد تو پاستور
محافظاش با موتور
الهام رسيد بهش گفت
ممولي مي خواي بريم حموم؟
نه نمي خوام، نه نمي خوام
مي خواي خودتو اصلاح كني؟
نه نمي خوام، نه نمي خوام
چرا نمي خواي؟
- چون كه مي خوام با ايرباس
- زودي برم كاراكاس
- با داداشم چاوز جون!
- مي خوايم بريم ارادون
- مي خوايم بشيم قهرمان
- گور باباي ديگران

بالا رفتيم، ماست بود
قصه ما راست بود

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت 12:30  توسط مهسا  |